♂♥♀ محمد & سودابه ♂♥♀

 

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

 گریه

 


برچسب‌ها: عشق
پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱ ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ توسط ♥ ωـــــوבابــه و محـــمــــב♥ نظرات ()



طراح :‌صـ♥ـدفــ